دکتر حسن اسدزاده

قالَ رَسُولُ الله (ص): ... بَعَثَنی مُعَلِّماً مُیَسِّرَاً. خداوند مرا اشکال گیر و اشکال تراش نفرستاد، بلکه معلم آسان گیر با شاگردان فرستاده است.

سبکشناختی، هیجان تحصیلی و عملکرد درسی در دانشجویان

 نویسنده: دکتر حسن اسدزاده

چکیده 

پژوهش حاضر با هدف بررسی و تعیین رابطه‌ی بین سبک‌شناختی، هیجان تحصیلی و عملکرد درسی در دانشجویان انجام شد. جامعه‌ی پژوهش عبارت بود از کلیه‌ی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده‌ی روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی که در سال تحصیلی90-1389 مشغول تحصیل بودند. گروه نمونه‌ی آماری شامل131 نفر از دانشجویان بود که به‌روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. از پرسشنامه‌ی کرتون (KAI) برای سنجش سبک‌شناختی (نوگرا/پژوهنده و نوگریز/پذیرنده) و از پرسشنامه‌ی هیجان تحصیلی (AEQ) برای بررسی هیجان‌های تحصیلی در کلاس درس (لذت، امیدواری، غرور، عصبانیت، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) استفاده شد. همچنین، نمره‌ی نهایی دانشجویان در درس روان‌شناسی تربیتی به‌عنوان شاخص عملکرد درسی لحاظ گردید. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها نتایج نشان داد: الف) بین سبک‌شناختی و عملکرد درسی رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ ب) بین هیجان تحصیلی و عملکرد درسی رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد؛ پ) بین سبک‌شناختی و هیجان تحصیلی رابطه‌ی مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نیز مؤید آن بود که سبک‌شناختی و هیجان تحصیلی از قدرت پیش‌بینی خوبی برای عملکرد درسی برخوردارند. این نتایج کاربردهایی برای آموزش و یادگیری اثربخش دارد که در مقاله‌ی حاضر به آن پرداخته می‌شود. 

 واژهگان کلیدی: سبک‌شناختی، هیجان تحصیلی، عملکرد درسی.                          

 مقدمه

سبك‌شناختي یک فرد، رويكرد ترجيحي و عادتي او براي ادراک، سازمان‌دهي و بازنمايي اطلاعات است (رايدينگ، 2002). سبك‌شناختي، سازمان و چارچوب روان‌شناختی فرد را نمايان مي‌سازد و مبناي جسماني دارد. با این وجود، افراد غالباً از نوع و کارکرد سبك‌شناختي خود آگاهي ‌درست و دقیقی ندارند. سبك‌شناختي بر چگونگی جذب و دریافت اطلاعات و نیز نظر و نگاه و تفسیر افراد به رويدادها و اندیشه‌ها اثر مي‌گذارد. سبك‌شناختي بر اين‌كه چگونه شخص پيرامون وقايع و تجارب زندگي شخصی و اجتماعی خود مي‌انديشد، تصميم‌سازي مي‌كند و واكنش نشان مي‌دهد، تأثیر دارد. سبك‌شناختي همچنين بر گرایش و نگرش شخص نسبت به ديگران و شيوه‌ي برقراري ارتباط با آنان مؤثر است. سبك‌شناختي در حساسيت و واكنش نشان دادن به اطلاعات، محركات و موقعيت‌ها به شيوه‌ي خودجوش و خودکار عمل می‌کند. فرد قادر به روشن يا خاموش كردن سبك‌شناختی خود نيست، ولي با آگاهي از نوع سبك خود، مي‌تواند راهبردها و روش‌هایی را بياموزد تا به كمك آنها از حداكثر نقاط قوت و مزيت سبك خود بهره ببرد و نكات ضعف و محدوديت‌ها را به حداقل برساند. 

پژوهشگران آموزشی و روان‌شناسان تاکنون سبك‌هاي شناختي بسياری شناسایی و مورد بررسی قرار داده‌اند. برای مثال، سبک‌شناختی وابسته به زمينه- مستقل از زمينه (ويتكين،1964)؛ تکانشی- تأملی (كيگان،1966)؛ واگرا- همگرا (گیلفورد،1966)؛ سطحی‌نگر- عمقي‌نگر (هالزمن و کلین،1954)؛ کل‌نگر- جزء‌نگر (رایدینگ و چیما،1991؛ کلامی- تصویری (رایدینگ و تایلر،1976؛ و نوگریز/پذیرنده- نوگرا/پژوهنده (کرتون،1967). در پژوهش حاضر، سبک‌شناختی نوگریز/پذیرنده- نوگرا/پژوهنده مورد مطالعه قرار گرفته است. 

کرتون (1989،1967) سبک‌شناختی نوگریز یا پذیرنده- نوگرا یا پژوهنده را به‌عنوان یک شیوه‌ی ترجیحی افراد در نحوه‌ی برخورد با تغییر و تحولات، حل مسائل، تصمیم‌گیری‌ها و استفاده از قوه‌ی خلاقیت‌شان مطرح کرد. این سبک‌شناختی اساساً به وجود دو سبک تصمیم‌گیری و حل مسأله در افراد اشاره دارد تا دو سطح تصمیم‌گیری و حل مسأله. به اعتقاد کرتون (1989)، افراد نوگریز یا پذیرنده تمایل دارند کارها و وظایف خود را همواره به نحو بهتری انجام دهند؛ در صورتی‌که افراد نوگرا یا پژوهنده می‌کوشند با نوآوری، کارها را به گونه‌ای متفاوت انجام دهند. به بیان دیگر، افراد نوگریز فضا و بستر مسائل موجود را پذیرفته و در ارائه‌ی راه‌حل‌ها و تصمیم‌گیری‌ها غالباً شیوه‌های معمول و مقبول را اتخاذ می‌کنند. در حالی‌که افراد نوگرا، زمینه‌ی مسائل موجود را به چالش می‌کشند و سعی دارند راه‌حل‌های تازه و بدیع ارائه دهند. 

افراد نوگریز به‌طور کلی دارای ویژگی‌های زیر هستند: 1) برای انجام هر چه بهتر کارها، دغدغه‌ی فراوان دارند، 2) برای حل مسأله می‌کوشند تا طرح مسأله، 3) قابل اعتماد، سازمان یافته و منضبط‌اند، 4) رویکردی روشن و هدفمند به تکالیف دارند، 5) متفکر همگرا هستند، (6) شیوه ها و ساختارهای اثبات شده را دنبال می‌کنند، 7) عمدتاً تائید کننده هستند و با احتیاط قوانین و قواعد را به چالش می‌کشند. 

در مقابل، افراد نوگرا عموماً دارای از ویژگی‌های زیر برخوردارند: 1) به گوناگونی و تنوع در انجام کارها می‌اندیشند، 2) برای یافتن مسأله‌ی تازه تلاش می‌کنند تا صرفاً حل خود مسأله، 3) رویکردی تصادفی و نامنظم به تکالیف دارند، 4) متفکر واگرا هستند، 5) به موقعیت‌های ساختارنیافته گرایش دارند، 6) بیشتر اهل چالشند تا تأئیدکننده، 7) آرمان‌گرا و غیرقابل پیش‌بینی‌اند. از جمله کاربردهای سبک شناختی نوگریز- نوگرا در موقعیت‌های آموزشی و یادگیری است. نتایج ارزیابی این سبک‌شناختی را می‌توان برای خودآگاهی، خودگستری و همچنین افزایش انسجام و اثربخشی کار گروهی و تدریس استفاده کرد. 

هیجان تحصیلی متغیر دیگری است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفت. هیجان‌های تحصیلی آن دسته از هیجان‌هایی هستند که مستقیماً با فعالیت‌های تحصیلی یا نتایج پیشرفت تحصیلی ارتباط دارند (پکران، 2002). طبق نظر پکران و همکاران (2006)، به لحاظ موضوعی دو نوع هیجان تحصیلی وجود دارد. یکی، هیجان فعالیت که به فعالیت‌های تحصیلی وابسته است، دیگری، هیجان پی‌آمدی که با نتایج فعالیت‌های تحصیلی ارتباط دارد. این دو نوع هیجان را از نظر زمان به هیجان‌های آینده‌نگر مثل امیدواری به کسب موفقیت و ناامیدی و اضطراب از شکست، و هیجان‌های گذشته‌نگر مانند احساس غرور و افتخار یا شرم از کسب نتایج تقسیم می‌کنند. هیجان‌های تحصیلی را از نظر ارزشمندی نیز به هیجان‌های مثبت، مثل لذت، امیدواری، و غرور، و هیجان‌های منفی مانند خشم، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی دسته‌بندی می‌کنند (پکران، 2006 نقل از نیکدل، 1389). 

در محیط آموزشگاهی، یادگیرندگان غالباً هیجان‌های تحصیلی گوناگونی را تجربه می‌کنند. این هیجان‌ها می‌توانند اثر مثبت در یادگیری فعال، خودتنظیمی یادگیری و عملکرد درسی داشته باشند و لذت، امیدواری و افتخار تحصیلی را برای یادگیرندگان فراهم آورند. تجربه‌ی این هیجان‌ها همچنین می‌تواند با اثرگذاری منفی و نامطلوب در رفتار و افکار، زمینه‌ساز بروز عصبانیت، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی در یادگیرندگان گردد. سوابق پژوهشی مؤید آن است که هیجان‌های تحصیلی مثبت و منفی رابطه‌ی معناداری با خودتنظیمی یادگیری (پکران و همکاران، 2002)، ادراک از کلاس درس (فراسر، فیشر و مک‌روبیز، 1996)، جهت‌گیری هدف (پکران و همکاران، 2006)، خودپنداره‌ی تحصیلی (کارور و شیرر، 2005؛ پکران، 2006) و پیشرفت تحصیلی (پکران و همکاران، 2002) دارد. نیکدل (1389) نیز به نقش میانجی‌گر هیجان‌های تحصیلی در ادراک دانش‌آموزان از محیط کلاس درس و باورهای انگیزشی (جهت‌گیری هدف و خودپنداره‌ی تحصیلی) آنان اشاره کرده است. 

با این وجود، یافته‌های پژوهشی جدید درباره‌ی سبک‌های شناختی به‌ویژه سبک‌شناختی نوگریز و نوگرا، و هیجان‌های شناختی- تحصیلی در دانشجویان بسیار اندک است. پژوهش حاضر قصد دارد تا این دو متغیر را در ارتباط با عملکرد درسی دانشجویان مورد بررسی قرار دهد. به بیان دیگر، این پژوهش با هدف بررسی و تعیین رابطه‌ی بین سبک‌شناختی، هیجان تحصیلی و عملکرد درسی در دانشجویان انجام شد. براین اساس، سؤالات پژوهشی زیر مطرح شدند:

1) آیا بین سبک‌شناختی (نوگریزی و نوگرایی) و عملکرد درسی رابطه‌ی معناداری وجود دارد؟

2) آیا بین هیجان‌های تحصیلی (لذت، امیدواری، غرور، عصبانیت، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) و عملکرد درسی رابطه‌ی معناداری وجود دارد؟

3) آیا بین سبک‌شناختی (نوگریزی و نوگرایی) و هیجان‌های تحصیلی (لذت، امیدواری، غرور، عصبانیت، اضطراب، شرم، ناامیدی و خستگی) رابطه‌ی معناداری وجود دارد؟

4) آیا می‌توان براساس سبک‌شناختی و هیجان تحصیلی، عملکرد درسی را پیش‌بینی کرد؟

منبع: فصلنامه پژوهش در نظامهای آموزشی، زیر چاپ.